|
آرزوي خسيس از آدم خسيسي پرسيدند: بزرگ ترين آرزويت چيست؟ خسيس جواب داد: کچل شوم تا ديگر هرگز پول سلماني ندهم. در حياط تيمارستان دو ديوانه در حياط تيمارستان قدم مي زدند. ديوانه اولي به تير چراغ برق کوبيد و گفت: هر چه در اين خانه را مي زنم، کسي جواب نمي دهد. ديوانه دومي گفت: عجيب است. چراغشان هم روشن است.
يک درجه برتر اولي: يک فوتباليست را نام ببر که يک درجه برتر از مارادونا باشد. دومي: ماراسه نا.
گداي با مرام گدا: آقا، بي زحمت دو هزار تومان بده به من ناهار بخورم. عابر: برو بابا! من خودم هنوز ناهار نخورده ام. گدا: عيب ندارد، پس چهار هزار تومان بده، ناهار مهمان من باش
طلبکار يا بدهکار؟ اولي: مي تواني به من ده هزار تومان قرض بدهي؟ دومي: نه، تمام دارايي ام فقط شش هزار تومان است. اولي: اشکالي ندارد. چهار هزار تومانش را به من بدهکار مي ماني.
منبع : jokestan.parsiblog.com
|