تبليغاتX
((((''' jok va aks va sms''''))))
bombastfa and p30temp
  صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | اضافه كردن به علاقمندي ها | خانگي سازي | ذخيره صفحه | لينك آر اس اس| طراح قالب  
موضوعات
 
آرشيو ماهيانه
مهر 1388
تیر 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
 
لينک دوستان
 
آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


تبليغات


p30temp.com


ببینید دخترا و پسرا تو دانشگاه چه جوری می شن وای وای

نوشته شده توسط محمد_گ در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 16:17  

  

ببینید دخترا و پسرا تو دانشگاه چه جوری می شن وای وای

نوشته شده توسط محمد_گ در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 16:9  

  

اس ام اس جدید

نفرين جديد : الهی سهميه بنزينت نصف بشه !!! 

 

ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی: خوشگلا باید برقصن...(امر به

معروف)/// ای قشنگتر از پریا – تنها تو کوچه نریا...(نهی از منکر)///ای

خانوم کجا کجا؟ (صیغه فضولی)/// دلم فقط تو رو می خواد(تارک

الدنیا)/// بابا تو دیگه کی هستی دسته شیطونو بستی...(ذنوب

الشیاطین)///یه ماچ دادو دمش گرم ...(اکرام ایتام)///نمره بیست کلاسو

نمیخوام (ایثار)///منو تهدید میکنی که یه روز از پیشم میری (کظم

غیض)///تو محشری از همه سری (ذکر) التماس دعا!!!!!!!

 

زندگی زيباست نه در رويا...

بوسه زيباست نه براي هوس...

پرنده زيباست نه براي قفس...

دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن



تف .. تف ..

تف ..

تف .. تف ..

.

.

کاری باهات نداشتم فقط خواستم شیشه گوشیتو کثیف کنم

 

به علت مصرف زیاد کاربران اینترنت... مخابرات ایران علام کرد از شنبه

اینترنت سهمیه بندی

 می شود!!!

 به کاربران روزی 1 ساعت اینترنت داده می شود و وبه وبمستر ها روزی2

 ساعت

 

بانك پارسیان جوایز ویژه قرعه‌كشی این دوره از حسابهای قرض‌الحسنه

پس‌انداز خود را اعلام كرد:

- نفر اول دو لیتر بنزین

-نفر دوم یک لیتر بنزین

-نفر سوم بوییدن بنزین

نوشته شده توسط محمد_گ در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 16:7  

  

اصتلاحات خیابانی

این یک لیست کوچک از اصطلاحاتی هستش که همگیمون روزانه

از آنها استفاده می کنیم. البته این لیست رو از فی-لتر خودم رد کردم

و مجبور شدم چیزی بیش از نصف اون رو حذف کنم.

شما هم می تونید به این لیست اضافه کنید

الف

آخرشه : نهایتشه

آشغال كله : احمق

آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند

آمار دادن : نخ دادن -توجه کی را جلب کرن

مترادفها:نخ دادن ،راه دادن

آش و لاش : آسمون جل

آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود

اخ کردن: پول رو سریع دادن

انده :نهایته

اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است

مترادفها:اوشگول- وسکل – شاسگول

اسم فعال: اسگلان تپه

اصغر آرنولد اينا (اکبر-محمد... آرنولد اينا): کسی که زیبای اندام

کار میکند ولی جواد است

ارازل: بستگی به مکان کلمه در گفتار دارد ولی معمولا به معنی

نوچهء لاتها

اق زدن: حال بهم خوردن

الاغ تور:الاغ

ان چوچک:آدم عوضی

ب

باحال: خش آیند

بار كردن : تیکه انداختن - فحش دادن

ببند گاله رو : خفه شو

ببو: انسان ساده لوح

بخواب( بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو

بروبچ: بچه ها-رفقا

بیریف: درست - ردیف

بینیم با: برو بابا

بیشین با (بیشین بینیم با) :خفه شو بابا

نوشته شده توسط محمد_گ در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 15:57  

  

اس ام اس و جک >>>>>>>>>>>http://khoshgozarooni.blogfa.com/<<<<<<<<<<<

خدايا! به من رفيقی بده که با من گريه کند. دوستی که با من

بخندد را خودم پيدا خواهم کرد !

 

---

 

اگه يه روز فكر كردي كه يه نفر هر جا مي ري دنبالته و هر

مشكلي واست پيش مياد واسش مهمه و ميخواد بهت كمك كنه

مطمئن باش كه اون من نيستم

 

---

 

بیادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی :  1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو  ۳ ـ دختر .

حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

 

---

 

کنسرت بزرگ هايده و مهستي 30 ژوئن در تالار بزرگ بهشت

سيتي برگزار خواهد شد. از مردگان عزيز دعوت ميشود هرچه

سريعتر به مراکز فروش مراجعه نمايند

 

---

 

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

 

---

 

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند

 

خشاياره ميگه : گاو بهتره

 

مي پرسند چرا

 

ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه

ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو

سرشو ميندازه پايين رد ميشه

 

---

 

گر خواستی یه کسی ، عاشق هم نفسی ، عمرشو حیرونت

کنه ، جونشو قربونت کنه ، جون مادرت رو ما یکی حساب نکن

 

---

 

هرگز يادم نميره لحظه هاي با تو بودن را هرگز يادم نميره لحظه

اي كه لب روي لب هام ميگذاشتي و به من طراوت مي

بخشيدي هرگز لحظه هايي كه تو رو زير آب مي بردم و باهات

آب بازي مي كردم يادم نميره هرگز از خاطرم نميري ليوانه

شكسته‌ي من!!! آخه چرا شكستي؟؟؟

 

---

 

داري ميدي مواظب باش به اوني بده كه مرد باشه نه اينكه فقط

ظاهر مردونه داشته باشه ...

 

خيلي دقت كن ... گول حرفاشو نخور... ببين راست مي گه يا نه

 

منم حتما راي ميدم ...

 

---

 

چنان غرق نگاهت شدم که هیچ غریق نجاتی کار از پیش نبرد .

 

---

 

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان

سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را

بستی و قایقم غرق شد .

 

---

 

اداره کل مخابرات کشور به هموطنان لر برای هزارمین بار هشدار

داد که با کارت هوشمند سوخت نمیتوان به جایی زنگ زد

 

 

 

 

حرف آخر...

 

زندگی ۳ چیز بیشتر نیست :

 

۱. به اجبار به دنیا آمدن .

 

۲. با غم زیستن .

 

۳. با آرزو مردن .

 

درپي آزاد اعلام شدن ازدواج موقت از سوي وزير كشور، موجي از اميد و

شادی در بين جوانان

 

پديدار شد و با توجه به استقبال وسيع مردم، زن صيغه اي سهميه بندي

شد و بزودي (صفا

كارت) توزيع مي شود

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

ارتباط برخي ترانه ها با مباحث شرعي:

 

خوشگلا بايد برقصن...(امر به معروف)  

 

اي قشنگتر از پريا – تنها تو کوچه نريا...(نهي از منکر)

 

اي خانوم کجا کجا؟ (صيغه فضولي)

 

دلم فقط تو رو مي خواد(تارک الدنيا)

 

 بابا تو ديگه کي هستي دسته شيطونو بستي...(ذنوب الشياطين)

 

يه ماچ دادو دمش گرم ...(اکرام ايتام)

 

نمره بيست کلاسو نميخوام (ايثار)

 

منو تهديد ميکني که يه روز از پيشم ميري (کظم)

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -------

-- --------- --------- --------- ---

حضرت عیسی تو بهشت دنبال باباش میگشته...یه پیرمردو دید که داشت

چوب میتراشید...

 

بهش گفت: رو زمین کارت همین بود؟

 

میگه : آره

 

میگه : پسر داشتی؟

 

میگه : زن نداشتم اما خدا بهم یه پسر داد که گمش کردم ولی خیلی

معروف شد...

 

عیسی داد زد پددددددددررررررررررررررررررررررر!!!

 

پیر مرد داد زد : پینو کیوووووووووووووووووووو...!!!

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

ازدواج مثل مستراح میمونه...اونایی که توشن میخوان بیان بیرون...اونایی که

بیرونن اینپا اونپا

میکنن که برن تو...!!!

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

بوش : سه نقطه قم را بمب باران میکنیم...

پاسخ  لرها : قم که دوتا نقطه بیشتر نداره!

پاسخ ترک ها : گم که اصلا نگته نداره...!!!

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

به پشه میگن چرا زمستونا پیداتون نیست؟

میگه : نیست تابستونا میایم خیلی برخوردتون خوبه...!؟!؟!

نوشته شده توسط محمد_گ در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 15:42  

  

اس ام اس

من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم

------------------------

روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو <> دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد <> کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو

--------------------

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد / به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد

-------------------------

از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه

---------------------

یه بنده خدایی میره صدا و سیما بعد از یک هفته بیرونش میکنند - آخه وسط اذان آگهی بازرگانی پخش میکنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

---------------------


نگاهم در نگاهت کرد برخورد

خدامرگت دهد حالم به هم خورد

راه رفتنت آخرشه

خونت چقدر قشنگه

ناقلا شنا کردنم که بلدی!

رفتارت منو کشته

چقدر با متانت و صبوری

خیلی بلایی لاک پشت

--------------------------------

شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز

سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم مي تونيم همسايه شويم ؟

----------------------------


تو صحراي قلبم تو تنها شتري

-----------------------

ليلي از عشقت خوردم به تريلي مجنون از عشقت خوردم به كماجون من عاشق تو هستم قاشق به دستم منتظر تو هستم تو قابلمه نشستم از بس كه از لبانت بوسه هفت رنگ گرفتم از شهد لبانت مرض قند گرفتم

----------------------

هر گاه خواستي از جاده شب بگذري در اين انديشه مباش که خورشيد بر تو بيگاه طلوع کند!

---------------------

قوري ز قلم قلم ز قوري      تو عشق مني گو گور مگوري

------------------

صدام به خاطر تير باران مردم اعدام شد، چه آينده اي در انتظار توست که قلب مرا بمبارن کردي؟؟؟؟؟

---------------------------


جلوی من قدم بر ندار،


شايد نتونم دنبالت بيام.


پشت سرم راه نرو،


شايد نتونم رهرو خوبی باشم.


کنارم راه بيا و دوستم باش

-----------------------------


ني ني که ازخواب پا ميشه جيش داره...........زنبور که روگل ميشينه نيش داره............ ...حاجي که از مکه مياد ريش داره........شطرنج که بازي ميکني کيش داره ….........اين ريسيور رو پشت بوم ديش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره........اين تلفن که مي چتي اخره ماه فيش داره………………پس يه کم فکره بابات باش کمتر بچت

---------------------------

پسر:خيلي دوست دارم تو چي؟دختر:اگه دوستت نداشتم بهت زنگ نميزدم كه بگم از اين ساعت به بعد بيرون نري اخه نميخوام از دستت بدم الان ساعت جمع اوري ‍‍زباله هاست

--------------------------

گفته بودم باش تا معنی معجزه را ببينی؟ بودنت معجزه‌ای بالاتر از طاقت من است

----------------------

 خوشرفتار کسي است که بتواند با ادمهاي بد رفتار سازش کند -فرانسو-

---------------------

هيچکس از قلب شما به شما نزديک تر و راستگو تر نيست، بنابر اين از کساني که قلب پاک شما، ايشان را به خود نمي پذيرد اجتناب کنيد !! سقراط

------------------------


يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي :از دست بدهد، مانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود . بودا

----------------------------


دانشجو سوالي مطرح كرد: استاد، جهان سوم كجاست ؟؟ استاد به آن دانشجو گفت: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد

------------------------

کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم! آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش از دست آدما گرفته

-----------------------------

بچه که بودم خیال می کردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریده اند که من سرگرم باشم، آسمان، زمین، پدر، مادر،درخت ها، اسب ها، کالسکه ها و حتی آن گنجشک ها برای سرگرمی من به وجود آمده اند. بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند. مایعی در رگ هام جاری بود که می گفت این مال شما نیست، راحت باشید. پسری که عاشق کبوترها و خرگوش ها بود خود را به درختی دار زد. چرا؟ مادر گفت بماند برای بعد. کاش تولد من هم می ماند برای بعد، به کجای دنیا بر می خورد؟بر گرفته از کتاب سال

-----------------------

بتعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي که با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به گورستان ميباشد

--------------
 

نوشته شده توسط محمد_گ در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 4:17  

  

جک و اس ام اس

دوست دخترآدم مثل آدامسه 1:داشتن يه بسته آدامس بهتر از يه دونه ادامسه 2:فراموش نکن پايان هر آدامسي سطل زباله است پس براي هيچ آدامسي قيمت زيادي نده 3: آدامسه نيمه خورده کسي رو نخور 4: جويدن طولاني مدت آدامس جز بي مزه شدنش حاصلي نداره 5: حسرت آدامسي که دور انداختي نخور 6: ازدواج مثل قورت دادن آدامس ميمونه هيچ آدم عاقلي آدامسشو قورت نميده البته هر کي اينو گفته گه خورده

 

يه لره ميره تو استخر براش اهنگ تايتانيک ميذارن غرق مي شه.

 

 

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم .

 

 

خدايا شكرت كه غم را آفريدي ، درد را آفريدي ، دلتنگي را آفريدي ، اشك را آفريدي چرا كه اگر هميشه مي خنديدم و شاد بودم تو را از خاطر مي بردم اين واقعيت است ؛ من انقدر نمك نشناس هستم كه تنها تو را در غم هايم صدا مي كنم چرا كه شانه هايم توان تحملشان را ندارد

 

 

دستتو بكن تو موهات و يه تارشو بگير تو دستت----گرفتي ؟ حالا اوني كه تو دستته ، همونو به صد تا دنيا نميدم

 

 

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رؤياست

 

 

کسي رو دوست داشته باشي نمي توني تو چشماش زل بزني... نمي توني دوريش رو تحمل کني... نمي توني بهش بگي چقدر دوسش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري.. براي همين عاشقا ديوونه مي شن...

 

 

 

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه.

 

 

 

هر وقت از تو خواستم دستم را بگيري ، بگير نه هر وقت فرصت كردي شايد آنوقت من فرصت نكردم دست تو را بگيرم

 

 

 

شايد کسي رو که باهاش خنديدي يه روزي فراموش کني ولي کسي رو که به خاطرش گريه کردي هيچوقت فراموش نميکني

 

 

 

نوشته شده توسط محمد_گ در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 15:9  

  

جک های بیات و غیر بیات شرمنده ولی گناه کار شمایید که به من نظر نمیدید

ترکه ميره مهموني بهش ميگن راحت باش ميگوزه



يك روز يك خروس به يك مرغه ميگه :يه نوك ميدي . مرغه با اشوه ميگه: نه. خروسه ميگه: به جهنم با خودكار مينويسم

be rashtie migan agha zanet chand mahe hamelast mige hamiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiid 333

ميدوني وقتي گريه ميکني چرا چشماتو ميبندي وقتي ميخواي از ته دل بخندي وقتي ميخواي کسي رو که دوستش داري ببوسي يا وقتي ميخواي تو رويا بري چرا چشماتوميبندي؟ چون قشنگترين چيزا تو دنيا ديدني نيستن

یه بار یه جانباز 40 درصد با یه جانباز 60 درصد ازدواج میکنه بچشون شهید میشه.

عربه ميره توالت، تا مياد بشينه يهو يك آروغ اساسي ميزنه... پا ميشه، ميگه: باز برعكس نشستم!!

be hich onvan dakhele in site naro.www.nimafire.com be doostatonam begin agar oonaee ke add kardi beran toham migiri(tebghe mamool viroosiye).send too all kon plzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz


ترکه با خره شطرنج بازی می کرده یکی می رسه می گه عجب خر باهوشیه هاااااااا ترکه می گه نه بابا زیادم باهوش نیست تازه یک یکیم

مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن

جدیدترین اختراع ثبت شده دراردبیل چراغ قوه با باطری خورشیدی

عزرائيل مياد جون تركه رو بگيره تركه خودشو ميزنه به مردن
اخه يابو الاغ سگ ميمون بوزينه بز سگ كنه شپش گوريل گورخر !! اين همه حيوون چرا شير شد سلطان جنگل

اس ام اس نيمه شب : شركت ال جي شما را به ديدن ادامه خواب دعوت مي كند

میلاد پر فروغ یگانه منجی عالم مستی,عیش و نوش,عشق و حال, زکرّیای رازی به همه الکلي هايي 55و99درصدی مبارک باد!!

): تو اردبيل در روز ميلاد حضرت علي(ع) به هرکس اسمش ميـلاد بـوده هـديه دادند.

نوشته شده توسط محمد_گ در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 14:55  

  

جک و جک و جوک >>>>>>>>>>http://jokestan.parsiblog.com/<<<<<<<<<<


      به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟



      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!



     غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!



      پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"


 


              غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   


 


 مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.

نوشته شده توسط محمد_گ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 15:22  

  

>>>>>>>>>>>>>>jok<<<<<<<<<<<<<

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

88- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

94- يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

95- لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

96- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

نوشته شده توسط محمد_گ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 2:7  

  

>>>>>>>>>>>>>>jok<<<<<<<<<<<<<

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

نوشته شده توسط محمد_گ در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 1:40  

  

>>>>>>>>>>>>>>jok<<<<<<<<<<<<<

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

نوشته شده توسط محمد_گ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 23:59  

  

>>>>>>>>>>>>>>jok<<<<<<<<<<<<<

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

46- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

نوشته شده توسط محمد_گ در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 23:40  

  

لطیفه

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

نوشته شده توسط محمد_گ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 17:10  

  

پیم تبریک

سال روز ولادت یگانه بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) و روز زن را به تمام شیعیان تبریک عرض مینمایم

نوشته شده توسط محمد_گ در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 13:40  

  

جوککککک

توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:        

1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)

2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...

نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.

3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید

و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .

نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.

4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید

ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.

5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)

6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .

نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.

7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.

اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،

چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.

8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .

نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...

9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد

10.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).

11.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...

 

نوشته شده توسط محمد_گ در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 21:33  

  

جک

ترکه آشغال میره تو چشمش , سر ساعت 9 میشینه دم در!

ترکه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین! !

ترکه میخواسته گردو بشکنه , گردو رو میزار زیر پاش با آجر میزنه تو سرش!

۵ تا ترک ميخواستن برن تو کسب و کار! ۵ نفری يک تاکسی ميگيرن باهاش کار ميکنن روزه بعد ورشکسته ميکنن!

ترکه ميخوره به ديوار ميگه ببخشين!

از رشتیه ميپرسن شما تو شهرتون به روز پدر چی ميگين ؟ ميگه يوم الشک!

يه روز ترکه يه پليس ميکشه بعد زنگ ميزنه ۱۱۰ ميگه حالا شدين ۱۰۹ تا!

رضازاده ميخواسته وزنه‌ی 800 کيلويی بزنه شب ابولفضل مياد به خوابش ميگه ايندفعه ديگه روی من حساب نکن!

ترکه شب بلال میخوره تا صبح اذان میگه!

به ترکه ميگن خدا کجاست؟ نميدونم والله ولی هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه!

از یه بسیجی می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!

ترکه ميخواسته بنويسه يازده، يه 1 مي نويسه يه تشديد ميزاره روش!

ترکه دنبال دو تا دختر میکنه ازشون جلو میزنه!

به ترکه میگن نظرت درباره ی زلزله ی بم چیه ؟ میگه والا این زلزله مشت محکمی بود به دهن آمریکا!

ترکه میره بهشت زیر پای مادرا له میشه!

یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!

یه ترکه میره مسابقه‌ی قرآن خوانی، سوره‌ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده! !

ترکه میره تیمارستان میبینه یه نفر رو سرش ذغال گذاشته! ازش میپرسه چیکار میکنی؟ طرف شلوارشو میکشه پائین میگه: بفرما قلیون! )

يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب میخوابه! پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ از اينجا مربوط به نيروي درياييه!

اگر اديسون برق را اختراع نمي کرد، چي مي شد؟ خوب يکي ديگه اختراع مي کرد!

ترکه یه دكمه پيدا میکنه میبره پيش خياط، میگه آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!

عربه ميره مغازه با لهجه ميگه: ‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي!

یه ترک خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفش خريده بود، دوباره وارد همان مغازه میشه و میگه: ما باز اومديم!!.


غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

 

تبليغ موبايل پنتک در رشت :

 

گوشي رو بردار بابايي

 

ماماني با يه اقايي رفتن اتاق بالايي

 

پاهاشون رفته هوايي

 

يه چيزايي ميره يه جاهايي

 

عجب صدايي آي و وايي

 

تو رو خدا بردار بابايي

 

 

 

زنگه در خونتونم ! هر کی تو رو بخواد اول باید منو بزنه !!!

 

دوتا ترکه تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم

 

 

 

تركه رو ميبرن ختنه ميكنن ، ميگن حالا يه مدت بايد دامن بپوشي .

ميگه : نامردا . مگه چقدشو بريدين ؟

 

به پسره يزدي ميگن با مداد جمله بساز ، پسره ميگه : ما يتا دوست دختر داشتيم آي مداد آي مداد

 

متلك هاي بسيجي ها به دخترها: 1- نمازتو خوندي خانومي؟...2-روزه هاتو بگيرم جيگر؟...3- وقت داري واسَت دعا كنم؟...4-حيف كه روزه ام ، و گرنه جيگرتو ميخوردم...5- اگه نمازتون دير شده برسونمتون خواهر !!! اوه

 

 

لره نامزدش مي گوزه از خنده سكته ميكنه , تو اعلاميه اش مي نويسن بادي وزيد گلي پرپر شد

 

به ترکه میگن در روابط جنسی زن بیشتر حال میکنه یا مرد . میگه شما وقتی گوشتونو با انگشت پاک میکنین گوشتون بیشتر حال میکنه یا انگشتتون.

 

   

نوشته شده توسط محمد_گ در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 21:32  

  

مطالب پيشين

جک های خزه ورزشی
خواندنی
یک داستان خنده دار
دزدی و قدیمی
مخصوص نظر دادن شما در مورد وبلاگ
یه پوست جدید و جالب




اخبار wow


مررررگ
شعر عاشقانه


درباره


مدیر وبلاگ

پيوندهاي روزانه

تمام لينکها

 
پشتيبان

پی سی تمپ