تبليغاتX
((((''' jok va aks va sms''''))))
bombastfa and p30temp
  صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | اضافه كردن به علاقمندي ها | خانگي سازي | ذخيره صفحه | لينك آر اس اس| طراح قالب  
موضوعات
 
آرشيو ماهيانه
مهر 1388
تیر 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
 
لينک دوستان
 
آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


تبليغات


p30temp.com


جک

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

------------------------------------------------------------------------

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

------------------------------------------------------------------------

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

------------------------------------------------------------------------

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

------------------------------------------------------------------------

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

------------------------------------------------------------------------

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

------------------------------------------------------------------------

- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

------------------------------------------------------------------------

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

------------------------------------------------------------------------

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

نوشته شده توسط محمد_گ در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 19:23  

  

جک و جک و جوک

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...

------------------------------------------------------------------------

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

-------------------------------------------------------------------------

- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

------------------------------------------------------------------------

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

------------------------------------------------------------------------

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

------------------------------------------------------------------------

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

------------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط محمد_گ در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 14:38  

  

جک و اس ام اس


يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسر
ه با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده

 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 

-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 

==========================================

مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز برای ما ارسال شده است ... شما زياد جدی نگيريد

 

- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

------------------------------------------------------------------------

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

نوشته شده توسط محمد_گ در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 14:3  

  

اینا جوک هستن نه جک

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-----------------------------------------------------------------

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

-------------------------------------------------------------------

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

-------------------------------------------------------------------

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

------------------------------------------------------------------------------------

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

-------------------------------------------------------------------

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

---------------------------------------------------------------------

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ 

----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشادرا ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

----------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط محمد_گ در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 1:37  

  

جک های ایرانی

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

---------------------------------------------------------------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

نوشته شده توسط محمد_گ در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 1:14  

  

جملات عاشقانه

دستم بوي گل ميداد من رو به جرم گل چيدن گرفتند و محاکمه کردند ولي کسي فکر نکرد شايد من گل کاشته باشم

 

 

 وقتي يکي رو دوست داريم بجاي اينکه کاري کنيم که هيچ وقت ناراحت نشه ، بيشتر از همه اونو اذيت مي کنيم بيشتر از همه به اون گير ميديم ،بيشتر از همه دل اونو ميشکنيم و... نمي دونم چرا؟ چرا وقتي قلب يه کسي رو تو دستامون مي گيريم خيلي راحت بهش زخم مي زنيم خيلي راحت... بعد توقع داريم که با يک عذر خواهي ما رو ببخشه ... ولي اون اينقدر خوبه که هيچ وقت به دل نمي گيره ، آخه جدا عاشقه.....اما اگه اون اين کارو با تو کنه تو چي کار مي کني

 

 

دو چيز را هيچ وقت فراموش مكن

1. خدا را     2. مرگ را

دو چيز را هميشه فراموش كن

1. به كسي خوبي كردن    2.كسي به تو بدي كرد

@در مجلسي وارد شدي زبان نگهدار@

@در سفره حاضر شدي شكم نگهدار@

@در خانه اي وارد شدي چشم نگهدار@

@در نماز ايستادي دل نگهدار@

دنيا دو روز است:

يك روز با تو و يك روز عليه تو

روزي كه با توست مغرور مباش

روزي كه عليه توست صبور باش

هر دو پايان پذير است.

به چشمانت بياموزكه هر كس ارزش ديدن ندارد.

به دستانت بياموزكه هر گل ارزش چيدن ندارد.

 

 

 چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

 

دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است . اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه او تو را دوست ندارد ، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني

 

حسِ غريبي است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر ، ما بي رحم ‌تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

 

من هميشه از خدا ميخواستم يه کسي رو بهم بده که منو درک کنه و با معرفت باشه و خداي مهربون هم گرچه اين رويا رو دير به واقعيت تبديل کرد اما يه کسي رو بهم داد که بدون اون حتما ميميرم

نوشته شده توسط محمد_گ در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 15:4  

  

راز شاد بودن

بنا به درخواست دوستان مبنی بر گذاشتن دوباره ی این پست ما این کار را برای دوستان انجام دادیم البته شما میتوانستید که این پست را در آرشیو شهریور ماه بخوانید (حالا بخوانید و امیدوار هستم استفاده کافی را ببرید)

راز شاد بودن

۱- راز  شادی در لذت پاک بردن از چیزهای ساده است

۲ - راز شادی در این است که وقتی کاری برای تو میکنندآن را لطفی از جانب ایشان بدانی و در صدد جبران بر آیی

۳ - راز شادی در لبخندی است که بتواند غمگینی را تصلی دهد

۴ - راز شادی در قلبی است که به روی هر بیگانه ایی گشوده باشد

۵ - راز شادی در این است که دیگران راهمان گونه که هستند بپذیری نه اینکه بخواهی آنها را در قالب دلخواه خودت فرو کنی

۶ - راز شادی در این است که شادی دیگران را شادی خودت بدانی

۷ - راز شادی در درک آن است که دوستی ارزشمند تر از مسائل پیش پا افتاده و ارزشمند تر از سد راه شدن است

۸ - راز شادی در این است که هر اتفاقی رابا خون سردی و آرامش خاطر بپذیری

۹ - راز شادی در این است که معنای عشق را در بخشیدن آن بیابی نه در گرفتن آن از دیگران

۱۰ - راز شادی در قلبی پاک و خالی از کینه و خود پرستی است

۱۱ - راز شادی در این است که متوقع نباشی دیگران شادت کنندبلکه خود در همه حالی شاد باشی

۱۲ - راز شادی در داشتن ذهنی آرام در طوفانهای زندگی است

۱۳ - راز شادی در زیستن در لحظه حاضر است نه زیستن برای این لحظه

۱۴ - راز شادی در رها کردن تعلقات شخصی است این را بدان که در واقع هیچ چیزو هیچ کس به ما تعلق ندارد بلکه صاحب اصلی همه چیز و همه کس خداست

۱۵ - راز شادی در این است که حرمت همه کس و همه چیز را نگه داری

۱۶ - راز شادی در این است که با خودصادق باشی واین صداقت را نسبت به همه هم نوعانت تعمیم دهی

۱۷ - راز شادی در قلبی فروتن وخالی از غرور است واین را بدان که ارزش هیچ کاری جاودانه نیست

۱۸ - راز شادی دراحساس حضور خداست در همه جا و همه چیز

۱۹ - راز شادی در این است که   بادیگران بخندی نه   به   دیگران

۲۰ - راز شادی در مهر ورزیدن است دیگران را بخشی ازوجود خودت بدان

۲۱ - راز شادی در این است که در انجام هر کاری اراده قوی و شادی را فراموش نکنی

۲۲ - راز شادی در این است که بیشترمایل به یاد گرفتن باشی تا یاد دادن

۲۳ - راز شادی در این است که در مسائلی که برای دیگران رقابت آمیز و مهم است حتی اگربرای تو اهمیت نداشته باشدعلاقه نشان دهی و پیروزی آنها را تبریک بگوئی

۲۴ - راز شادی در درک آن است که دوست داشتن دیگران والا ترین وظیفه هر انسان است

۲۵ - راز شادی در این است که نه فقط با لب ها بلکه با دل و چشمانت هم بخندی

۲۶ - راز شادی در این است که به جای توقع کمک از دیگران تو به آنها کمک کنی

۲۷ - راز شادی در این است که ایمان دیگران را نسبت به خود وارزشهای والایشان تقویت کنی

۲۸ - راز شادی در این است که از وجود سختی های زندگی شاکر باشی زیرا آنها به تو ادراک و تعقل میبخشند

۲۹ - راز شادی در این است که احساس من و مال من را از خود دور کنی

۳۰ - راز شادی در قلبی است که به روی همه انسانها گشوده شده است تا آنها را برادرانه و خواهرانه به درون راه دهد

۳۱- اراز شادی در دوست  داشتن است


نوشته شده توسط محمد_گ در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 1:45  

  

تبریک

میلاد باسعادت نور تابان پیامبر اکرم صلوات الله علیه برتمامی مسلمین ودوستداران

پیامبر مبارک باد

نوشته شده توسط محمد_گ در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 22:6  

  

جک

يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست

-------------

 تركه تا ده سال براي مادرش عزاداري مي كرد بهش گفتند : آخه چقدر گريه مي كني ده سال گذشته گفت : آخه هر وقت يادم ميفته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره

-------------

  به تركه ميگن برو جلوي ماشين ييين چراغ راهنما كار ميكنه ؟ تركه ميره جلوي ماشين ميگه :

آره ، نه ، آره ، نه ، آره ، نه ، آره ، نه

 ------------

يك آ... دي قرص X  مي خوره ميره بالا منبر ميگه : بيت المقدس .... دس.... دس .... دس

-------------
تركه از حج بر مي گرده ازش ميپرسند چه طور بود؟ ميگه والا باز خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودند .

------------

تا ترک ميرند تو اسانسور بعد نميدونستند چي کار کنند همينطوري وا ميستند بعد ? ساعت يه نفر مياد تو اسانسور دکمه اسانسور رو ميزنه اسانسور شروع به حرکت ميکنه بعد يکي از ترکا ميگه برا سلامتي اقاي راننده صلوات!

------------
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم

نوشته شده توسط محمد_گ در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 21:58  

  

اس ام اس عاشقونه

_ تو را گم ميکنم هر روز و پيدا ميکنم هر شب
بدينسان خواب ها را زيبا ميکنم هر شب
دلم فرياد ميخواهد ولي در گوشه اي تنها
که بي آزار با ديوار نجوا ميکنم هر شب
کجا دنبال عشق ميگردي؟؟؟
که من اين واژه را تا صبح معنا ميکنم هر شب...
________________________________________
2 _ کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند
تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم
آن کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود
ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه کرد
عشق را آلوده کرد !!!
________________________________________
3 _ اي که يک گوشه چشمت غم عالم ببرد
ظلم باشد که تو باشي و مرا غم ببرد
________________________________________
4 _ عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدور هر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست
________________________________________
5 _ وقتی داری فکر ميکنی که من دارم فکر ميکنم که تو داری فکر ميکنی که من به چی فکر ميکنم دلم ميخواد که فکر کنی که من به تو فکر ميکنم!!
________________________________________
6 _ بـسي گـفـتـند : « دل ازعـشـق بـرگـير کـه نـيرنـگ است و افـسـون است و جـادوسـت ! » ولـي ? مـا دل بـه او بـسـتـيـم و ديـديـم کـه ايـن زهـراست ? امـا . نــوشـداروسـت .... !
________________________________________
7 _ چرا از من گذشتي خيلي ساده
تو که دونستي مرد پياده
جونشو پي عشق تو داده
شنيدم گفتي از عاشقي سيرم
نگفتي با خودت من يه وقت ميميرم
حال حق دل رو از کي بگيرم
________________________________________
8 _ رازی درون سينه من می سوخت
می خواستم که با تو سخن گويم
اما صدايم از گره کوته بود
در سايه ، بوته ، هيچ نمی رويد !
________________________________________
9 _ سر رو شونه هام بذاری و برات بخونم
یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم...مهربونم
هر چي غم داري از دل نازکت بگيرم
اگه اشک از چشات جاري بشه برات بمیرم

نوشته شده توسط محمد_گ در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 20:7  

  

جک

آبادانيه ميگه: ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد؟ آبادانيه ميگه: به ولك، مگه بچه ها گذاشتن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

از قزوينيه مي پرسن بزرگترين سد دنيا كدومه؟
ميگه: شلوار لي!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

غضنفر مسافر كشی ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد . غضنفر گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

تركه ميره جلو آينه خودشو ميبينه
با خودش ميگه خدايا من اين يارو رو كجا ديدم؟
بعد از يك ساعت فكر كردن ميگه:
آها... حالا يادم اومد هفته پيش تو سلمونی ديدمش

نوشته شده توسط محمد_گ در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 و ساعت 23:26  

  

عمل قلب

نوشته شده توسط محمد_گ در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 14:15  

  

3 تا جک جک جک

از اين به بعد اگه كسي علامت ميتي كمان رو نشون داد تعظيم نكنيد,چون علامت افتاده دست يه قزوينيه.................

 

يه روز به يه عربي ميگن:چرا پاهاي تو پرانتزيه؟ميگه حتما مطلب مهمي توشه.

 

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌ تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟

نوشته شده توسط محمد_گ در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 13:53  

  

مطالب پيشين

جک های خزه ورزشی
خواندنی
یک داستان خنده دار
دزدی و قدیمی
مخصوص نظر دادن شما در مورد وبلاگ
یه پوست جدید و جالب




اخبار wow


مررررگ
شعر عاشقانه


درباره


مدیر وبلاگ

پيوندهاي روزانه

تمام لينکها

 
پشتيبان

پی سی تمپ